ب: خوش به حالتون . کی؟
الف: چهارشنبه ظهر
ب:سفر چند روزس؟
الف: سه روزه
ب: یعنی به انتخابات روز جمعه نمی رسین؟!
الف: خوب نرسیم مگه مهمه؟!
ب: یعنی چی!!! وقتی مراجع می گن شرکت در انتخابات واجب شرعیه مگه مجبورین به سفر مستحب برین؟
الف: خوب می ریم حرم حضرت معصومه علیها سلام دعا می کنیم بهترینها انتخاب بشن.
ب: چه جالب ! ادعامون می شه پیرو قرآن و ولایتیم اون وقت حالا که به ما و حضورمون احتیاج دارن گوشه حرم دست به دعا برمی داریم . واقعا جالبه ...
سالهاست داریم شعار می دیم : ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند
یادمون باشه کاری نکنیم که خدا نعمتشو از ما بگیره . نفرین امام علی علیه السلام که هنوز یادمونه .نه؟؟؟
ارتباط این مطلب با مهدویت موضوع پست بعدیه .منتظر باشید.
مسیحا می بینی آنان که ادعای پیروی تو را دارند هرگاه که بتوانند به هر بهانه پیروان برادرت محمد را در
زیر چکمه های خود له می کنند و ادعای حفظ حقوق بشر را دارند!
آنان که حتی تو را هم فدای دنیای خود کرده اند و هر روز نیرنگی تازه دارند برای پایداری دنیای پر زرق و
برقشان .چه سخت است همه چیز را دیدن و دندان روی جگر گذاشتن!!!
می دانم که تو مهمان آسمانی به امید روزی که بازگردی و دست در دست منجی در آبادی دنیا بکوشی.
می دانم که آن روز دور نیست!
مسیحا من روزی را می بینم که مهدی در مسجد الاقصی به پیشواز وزیر خود می آید و تو به او اقتدا می کنی .
چه شیرین است آن روز !!!
جالبه که بعضی از مسئولای شهر شیراز چشماشونو روی همه چیز بستن و...
خدا به دادتون برسه روزی که پرده ها کنار برن و صاحب ما نقابشو از چهره برداره !!!
سلام سال نو مبارک
آقاجون از خدا ظهور شما رو خواستيم .
انشاءالله هميشه سلامت باشيد و خندان .
بازم کمکمون کنيد که پيوند قلبهای ما محکمتر بشه تا بتونيم لبخند رو به روی لبهای قشنگ شما بياريم.
8 ربيع الاول سال 260 هـ .ق:
مردم سامرا همه سياه پوش شده اند ،شهر تا به حال چنين مصيبتي به خود نديده است .بازار تعطيل شده و همه درکنارخانه حسن الخالص جمع شده اند .
مردم دسته دسته به سمت برادر ايشان جعفر رفته و فقدان برادر را تسليت و آغاز امامت وي را تبريک مي گويند.
هنگام نماز خواندن بر پيکر مطهر امام فرا رسيد ،جعفر به امامت ايستاد و بقيه پشت سرش ؛ اما در همان لحظه پسرکي زيبا و نوراني جعفر را به کناري زد و گفت : عمو کنار برو که من براي نمازخواندن بر پيکر پدرم از تو سزاوارترم .
حعفر مستاصل عقب رفت و نتيجه تمام زحماتش براي صحنه سازي ها به هدر رفت . همه فهميدند او امام نيست زيرا بر پيکر امام جز امام نماز نمي خواند !
و اينگونه بود که مهدي فرزند امام حسن عسکري عليه السلام امامت خود را اعلام کرد .
امروز هزار و صد و هفتاد سال از آغاز امامت مولايمان مي گذرد ، امام هم مانند ما چشم به راه ظهوراست.
خدايا صداي وليت را مي شنوي ...
اللهم انجزلي ما وعدتني
مسئله ای هست که مدتیه ذهن منو به خودش مشغول کرده ، اینکه خیلی ها فکر می کنند امام زمان علیه السلام فقط 313 تا یار دارن و تا اونها آماده نشن ظهور اتفاق نمی افته . حتی اساتیدی رو هم دیدم که همین عقیده رو داشتند .
جوابی که می تونم به این طرز فکر بدم اینه که از آنجایی که طبق روایات خیلی از یاران امام برای مردم کاملا ناشناخته هستند. ما اصلا نمی دونیم که این جمع آماده شدن یا نه؟یا الان کجا هستند و چه کار می کنند؟
اونها انسانهای خودساخته ای هستند که خیلی خوب امتحانشونو پس دادن قبول،وجودشون کاملا ضروریه بازم قبول اما یه نکته رو نباید فراموش کنیم مهمتر از اونها خواست مردم دنیاست برای ظهور منجی ،تا مردمی نباشن که از دست این همه بی عدالتی فریاد منجی خواهی رو سر بدن و خواستار از بین رفتن ظلم و فساد در کل زمین باشن ،این افراد هم کارایی نخواهند داشت .
امام زمان که قصد ندارن همه رو با زور شیعه کنن ،پس باید اول افرادی باشند که به اصلاح خودشون و جامعه بپردازن تا برای امام ثابت بشه که مردم دنیا دیگه راه درستو پیدا کردن ،بعد با کمک این افراد برجسته صلح و عدالت رو در همه جا برقرار کنن.
یادمون باشه تک تک مردم دنیا باید سرباز امام زمان علیه السلام باشن پس دست از تنبلی برداریم و نگیم ما لیاقت یاری امامو نداریم ،کاری کنیم که وقتی امام اومد دست رو شونه هامون بذاره و خدا قوت بگه .
دریغا چشم بینایی نداریم
ببین جز جان رسوایی نداریم
اگر رد می کنی رد کن ولی ما
به جز درگاه تو جایی نداریم
ظلم بر محو
ظلم بر محو عدالت سخت می کوشد هنوز
ظالم از خون دل مظلوم می نوشد هنوز
تا عدالت را کند جاوید در عالم ،حسین
خون پاکش بر بساط ظلم ، می جوشد هنوز
دوره ای آمده بود پر از ظلم و بدعت و انحراف ،بسیاری سکوت کرده بودند یا از ترس جان و مال یا به طمع دنیا و دریافت زر و سیم
اما عده ای بودند که با یاد خدا برخاسته و با اقتدای به امامشان برای امر به معروف و نهی از منکر گام در سرزمین کربلا گذاشتند.
حال و در روزگار ما همه جا پر است از ظلم و فساد و بی قیدی اما خیلیهامان چشم بر هم نهاده منتظریم تا که شاید فرجی برسد.یادمان رفته که امام ما می آید برای براندازی ظلم و فساد و برپایی عدل،یادمان رفته که باید به او اثبات کنیم که رهرواش هستیم.
باید کاری کنیم ،دست روی دست گذاشتن دیگر کافی است ، باید یا علی بگوئیم ،از حسین الگو بگیریم و به مهدی لبیک بگوئیم.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در روز غدیر پس از حمد و ستایش خداوند فرمودند:باید مطلب مهمی درباره علی بن ابی طالب ابلاغ کنم و اگر این پیام را نرسانم رسالتم را انجام نداده ام ... هر کس در چیزی از این گفتار من شک کند در همه آنچه بر من نازل شده شک کرده و هر کس در یکی از امامان شک کند در همه آنان شک کرده است و شک کننده درباره ما در آتش است ...
ای مردم من امر خلافت را به عنوان امامت و وراثت آن در نسل خودم تا روز قیامت به ودیعه می سپارم و من رسانیدم آنچه مامور به ابلاغش بودم تا حجت باشد بر حاضر و غایب و بر همه کسانی که حضور دارند یا ندارند ، به دنیا آمده اند یا نیامده اند . پس حاضران به غایبان و پدران به فرزندان تا روز قیامت برسانند...
بدانید که آخرین امامان مهدی قائم از ماست ...اوست که پیشینیان به او بشارت داده اند . اوست که به عنوان حجت باقی می ماند و بعد از او حجتی نیست ...
اماما هنوز یاد نگرفته ایم تسلیم امر شما بودن یعنی چه اما باز با شما بیعت می کنیم تا دستهایمان در دستان شما آرام گیرند
خدایا ما دل تنگ دیدار مولایمانیم
اللهم عجل لولیک الفرج
فردا روز عرفست . روزی که باید به دنبال عشق و حبیبمون بگردیم و چه جوری به دنبال یکی بگردیم که نمی شناسیمش ، ادعامون اینه که می شناسیمش . سالهاست داریم با اون زندگی می کنیم ، همیشه کنارمونه !!!
اما اینا همش ادعاست . می خوام درد دل آقا رو با شیعیانش بنویسم تا شاید همه به خودمون بیایم و بیشتر از این دل ایشونو خون نکنیم .
کیستم من ای که در هر روز و شب می کنی ازحق ظهورم را طلب
کیستم من دیدی آیا روی من یا مشامت حس نموده بوی من
کیستم من غرق احساس منی میهمان، عمریست در خانه منی
کیستم من عاشق دیوانه ام کو نشانی تو از میخانه ام
کیستم من لاف عشقم می زنی نام من بر لوح قلبت می کنی
کیستم من می کنی گه یاد من گه بسوزانی دل ناشاد من
کیستم من ساعتی با من خوشی ساعتی با نفس اهریمن خوشی
کیستم من گه تویی در کوی من گاه خنجر می کشی بر روی من
کیستم من گاه با ما دوستی گاه بنمایی به اعدا دوستی
کیستم من قدر من نشناختی آمدی اندر حریمم تاختی
کیستم من مخفی از اغیار منم مصطفی وحیدر وزهرا منم
یاسمین گلشن عترت منم ساقی میخانه غربت منم
کیستم من ای به حقم ناسپاس با توام اما همیشه ناشناس
بارها در غصه ام انداختی بارها دیدی مرا نشناختی
بارها دیدم تو را کردم سلام تو جواب من ندادی یک کلام
بارها دیدم گنه کاری تو گریه کردم بر تبه کاری تو
بارها شد بر توکردم التماس با عدوی من چرا داری تماس
بارها جایت خجل گردید ه ام شرمسار و منفعل گردیده ام
بارها با هر گناه و هر بدی آمدی بر روی من سیلی زدی
بس می کنم من دیگر این گفت و شنود عقده ای بو د و در گلویم مانده بود
هر چه بود ایام آن دوران گذشت هر چه کردی هر چه بودی آن گذشت
حال بیا ، از نو عمل آغاز کن باب عشق دیگری را باز کن
من به تو عشق و محبت داده ام من به تو شوق شهادت داد ه ام
من به قلبت مهر راه انداختم بر دلت شور و صفا انداختم
من تو را این سو و آن سو می برم من تو را با هر بدی هم می خرم
ما که هر کاری برایت می کنیم درقیامت کی رهایت می کنیم
ای رفیق ،ای دوست ،ای یار عزیز شرم بنما، آبروی ما مریز

